دوشنبه هفتم مرداد 1387
« عروج در خلوت زندان »
امام موسی بن جعفر (علیه السلام): عاقل به آن چه توانا نیست وعده ندهد و به آن چه که به خاطر امید به آن سرزنش شود دل نبندد و به کاری که بترسد در آن درماند، اقدام نکند.(1)
سالی هارون الرشید (خلیفه عباسی) به قصد رفتن حج، ابتدا به مدینه طیبه آمد. چندی از آمدنش نگذشته بود که به اطرافیانش دستور داد، موسی بن جعفر (علیه السلام) را بگیرند. پس آن حضرت را که در مسجد بود، گرفتند و به نزد هارون بردند. او دو جایگاه و محمل را آماده کرد و آن حضرت را در حالی که به زنجیر بسته شده بود، در یکی از آن دو به صورتی قرار داد که نمایان نشود چه کسی در آن است. سپس یکی از آن محملها را به همراه عدهای سوار، به سوی کوفه فرستاد و دیگری را به سمت بصره. حضرت در محملی بود که به سمت بصره میرفت. در آن زمان عیسی فرماندار شهر بود و آن حضرت را در آنجا، به دست او سپردند.
عیسی یک سال آن بزرگوار را در بصره زندانی نمود تا این که هارون نامهای به او نوشت که آن حضرت را بکشد. عیسی برخی از نزدیکان و مشاورین خود را خواست و دربارهی کشتن آن حضرت با آنها مشورت کرد. آنان صلاح او را در این کار ندیده و به او گفتند که از کشتن موسی بن جعفر (علیه السلام) صرفنظر کند و از هارون بخواهد که او را از این کار معاف دارد. پس عیسی نامهای به هارون نوشت که: چندی است موسی بن جعفر (علیه السلام) در زندان من به سر میبرد و من در این مدت او را آزمودهام و دیده بانانی بر او گماشتهام، ولی هیچگاه دیده نشد به چیزی جز عبادت سرگرم باشد. فردی را گماردم تا هنگام دعای او گوش فرا دارد و بشنود در دعا چه میگوید، اما شنیده نشد بر تو و بر من نفرین کند و نام ما را به بدی ببرد و برای خود نیز جز به آمرزش و رحمت دعایی نمیکند. پس اکنون کسی را بفرست تا من موسی بن جعفر (علیه السلام) را به او بسپارم و گرنه رهایش خواهم کرد، زیرا من بیش از این نمیتوانم او را در حبس نگه دارم.
در همین خصوص از قول برخی از دیدهبانانی که عیسی بر آن حضرت گماشته بود نقل شده که: آنها بسیار میشنیدند که آن حضرت در دعای خود میگوید: "بار خدایا! تو میدانی که من جای خلوتی برای عبادت از تو خواسته بودم و تو چنین جایی برای من آماده کردی، پس سپاس از آن تو است."
پس از آن هارون، امام موسی کاظم (علیه السلام) را به نزد فضل بن ربیع که یکی از وزیرانش بود فرستاد و به او دستور داد تا آن حضرت را بکشد، اما او نیز از انجام این کار، خودداری کرد. پس از او نوبت به فضل پسر یحیی رسید که او هم از کشتن امام کاظم (علیه السلام) سرباز زد. این بار هارون کار را به دست فردی داد که رحمی در دل نداشته باشد. فرستاده هارون به سوی بغداد آمد و سندی بن شاهک (رئیس شرطه بغداد و یهودی مذهب) را طلبید و به او دستور کشتن موسی بن جعفر (علیه السلام) را داد. سندی بن شاهک غذایی را به زهر آلوده کرد و آن را به داخل زندان، نزد موسی بن جعفر (علیه السلام) برد ... امام در اثر آن زهر سه روز به سختی بیمار شد و سرانجام پس از تحمل سالها رنج و مشقت زندان، در سختترین شرایط، مظلومانه به شهادت رسید.
« برگرفته از کتاب ارشاد شیخ مفید، ترجمه و شرح سید هاشم رسولی محلاتی (با اندکی تغییر)
25 رجب، سالروز شهادت هفتمین پیشوای شیعیان،امام موسی بن جعفر (علیه السلام)را تسلیت عرض مینمایم.
دوشنبه هفتم مرداد 1387
چگونه میتوانید یک مخترع یا نوآور شوید؟وبه پیشرفت کشور خود کمک کنید؟
ایدهبازار: اکثر مردم معتقدند اختراع و نوآوری ذاتی است و بسیاری از مسایل پیچیده را فقط اینگونه افراد خلاق میتوانند حل کنند؛ راهحلهای خلاقانه به افراد الهام میشود و قابلتقلید نیستند. این دیدگاه، منتقدانی همچون گنریش آلتشولر نیز داشته است.
اگرچه در بعضی موارد، افراد بسیار استثنایی را میبینیم اما به وضوح دریافتهاید که نوآوران و خلاقان، از روش و ساختار فکری متفاوتی، نسبت به افراد عادی جامعه، برخوردارند. گنریش آلتشولر با مطالعه و تحلیل صدهاهزار اختراع ثبتشده در سطح جهان (همچنان این مطالعات ادامه دارد) دریافت اصول ثابتی بر تمامی این ابداعات حاکم است و میتوان طرز تفکر مخترعان را فرموله کرد. بهعلاوه به کمک این اصول، هر کسی میتوان بدون سعی و خطا، مساله را حل نماید.
او متوجه 5 اصل اساسی در نوآوری و اختراع شد که عبارتند از:
1. وجود تضاد: تلاش در جهت رفع تضادهای موجود بین شرایط
2. ایدهآلگرایی: حرکت به سمت ایدهآلها، کاهش ویژگیهای منفی و افزایش مثبتها
3. کارکردگرایی: تلاش جهت فهم و دستیابی به کارکردهای اساسی موردنیاز نه صرفاً راهحلها
4. منابع: تلاش جهت استفاده بهینه از منابع دردسترس
5. فضا، زمان و تعامل: نگاه به سیستم از زوایای مختلف
آلتشولر بیان کرد که ما همیشه جهت حل تضادها نیازمند خلاقیت هستیم (تضاد فنی یا فیزیکی) و باید به دنبال بیشینهکردن ویژگیهای مثبت و کمینهکردن ویژگیهای منفی پیش برویم؛ کارکردهای اصلی که ثابت هستند را مد نظر قرار دهیم نه راهحلها که متغیرند؛ از امکانات و منابع موجود و دردسترس نهایت استفاده را ببریم و به مساله از تمامی زوایای ممکن نگاه کنیم.
او نهایتاً 40 اصل اساسی یا راهحل کلی ارایه کرده است که اگر شما مساله خود را به خوبی در قالب پارامترهای فنی تعریف کنید میتوانید از آنها استفاده نموده و به سرعت مساله را حل کنید. بدین ترتیب، شما میتوانید با یادگیری کامل این روش حل خلاقانه مسایل، به یک مخترع و نوآور تبدیل شوید.
منبع:
گنریش آلتشولر، الگوریتم نوآوری، محمدحسین سلیمینمین، موسسه مطالعات نوآوری و فناوری، 1381
دوشنبه هفتم مرداد 1387
شهادت هفتمین حجت برگزیدهی خداحضرت امام موسی کاظم (علیه السلام)
امام موسی بن جعفر (علیه السلام) میفرمایند:
"تمام مردم روی کرهی زمین پیوسته مورد مرحمت الهی هستند، مادامیکه به یکدیگر محبت کنند، امین باشند و به حق و درستی عمل نمایند."(1)
روزی هارون الرشید ـ خلیفهی عباسی ـ به مناظره با امام کاظم (علیه السلام) پرداخت و سؤالاتی از ایشان مطرح نمود که جواب همهی آنها را از امام گرفت. اما در آخر از ایشان پرسید: چرا اجازه میدهید مردم شما را به پیامبر نسبت بدهند و بگویند: فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، در صورتی که که شما فرزندان علی بن ابی طالب (علیه السلام) هستید، زیرا هر کس به پدر خود نسبت داده میشود، نه مادر؛ اما پیامبر، جد مادری شماست...
امام فرمود: اگر پیامبر زنده شود و از دختر تو خواستگاری کند به او میدهی؟
هارون گفت: چرا ندهم؟! حتماً این کار را میکنم. این باعث افتخار من است. چون در آن صورت بر عرب و غیر عرب و بر قریش فخر میفروشم.
امام فرمود: اما اگر پیامبر زنده شود از دختر من خواستگاری نخواهد کرد و من هم نخواهم داد.
هارون با تعجب پرسید: چرا؟!
موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: چون او پدر من است (ولو از طرف مادر)، ولی پدر تو نیست. پس میتوانم خود را فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بدانم.
هارون دوباره پرسید: پس چرا شما خود را از نسل پیامبر میدانید؟ و حال آن که نسل از سوی پسر است نه دختر و اگر جوابی داری دلیلش را از قرآن برایم بیاور.
امام این آیات را تلاوت نمود که: "و به او (ابراهیم)، اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را به راه راست درآوردیم، و [نیز] نوح را پیش از این هدایت نمودیم، و از نسل او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را [هدایت کردیم] و این گونه نیکوکاران را پاداش مىدهیم. و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را [نیز که از نسل اویند، هدایت نمودیم] که همه از شایستگان بودند. "(2)
و بعد از تلاوت آن از هارون پرسید: عیسی (علیه السلام) که در این آیه از نسل ابراهیم به شمار آمده، آیا از سوی پدر به او منسوب است یا از سوی مادر؟
هارون گفت: به نص قرآن، عیسی پدر نداشته است.
امام فرمود: پس از سوی مادر از نسل او نامیده شده، ما نیز از سوی مادرمان فاطمه (علیها السلام) از نسل پیامبر محسوب میشویم. میخواهی آیهی دیگری برایت بخوانم؟
گفت: بخوانید.
و حضرت آیه مباهله را خواند که: "هر گاه بعد از علم و دانشى که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید پسران ما و پسران شما و زنهاى ما و زنهاى شما و آنهایى که جان ما و جان شما باشند را دعوت کنیم. آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم."(3)
و بعد از قرائت آن فرمود: هیچکس ادعا نکرده است که پیامبر در مباهله با نصاری نجران جز علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام)، کس دیگری را برای مباهله با خود برده باشد. پس مصداق ابنائنا (پسرانمان) در آیهی مزبور حسن و حسین (علیهما السلام) هستند؛ با این که آنها از سوی مادر به پیامبر منسوبند و فرزندان دختر آن گرامیاند.
هارون که بهت زده شده بود و دیگر چیزی برای گفتن نداشت، از امام پرسید: از ما چیزی نمیخواهید؟
امام کاظم (علیه السلام) فرمود: نه. میخواهم به خانه بازگردم...
« برگرفته از کتاب "سیرهی عملی اهل بیت (علیهم السلام)"، جلد 9، تألیف حجة الاسلام والمسلمین سید کاظم ارفع »
25 رجب، سالروز شهادت هفتمین حجت برگزیدهی خدا
حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام)
راتسلیت میگویم.
پنجشنبه سوم مرداد 1387
مبعث نورانی خاتم رسل مبنای پیشرفت وترقی دینی وعلمی جهان بشریت مبارکباد
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم. سوره مبارکه علق ( آیه 1-5) بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمىدانست، ياد داد. مبعث پیام آور وحی ، پیامبر نور ورحمت بر مسلمانان جهان مبارک باد نام : محمد لقب : مصطفی کنیه : ابوالقاسم نام پدر : عبدالله نام مادر: آمنه تاریخ ولادت : 17 ربیع الأول مدت امامت : 23 سال مدت عمر : 63 سال تاریخ رحلت : 28 صفر (11 ق)
ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد دل رمیده ما انیس ومونس شد نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد ببوی او دل بیمار عاشقان چو صبا فدای عارض نسرین وچشم نرگس شد
بعثت» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است.وسزاوار منتگذارى خداوند و در بردارنده حكمت و تربيت است. محمد به مرز چهل سالگی رسیده بود او هر ساله سه ماه رجب وشعبان ورمضان را در غار حرا ( كوهى در شمال مكه ) به عبادت می گذرانید . آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود که محمد درغار حرا مشغول راز و نياز با خالق محبوب بود، صداي خجسته و با صلابتي را شنید که او را امر به خواندن کرد . بعد از سه مرتبه پيامبر نيز با او خواند ؛ بخوان، بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمىدانست، ياد داد. آري چه شروع زيبا و کاملي . اين آيات از خواندن، خلقت، کيفيت خلقت، شکر و سپاس، علم و دانش و... سخن گفته است، گويي باور خلقت اگر با علم و دانش عجين شود، انسان را به اوج آگاهي مي رساند. هنگامي كه از غار پايين مي آمد زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق بر خود مي لرزيد از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت: مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي كنم! و چون خديجه علت را جويا شد گفت: آنچه امشب بر من گذشت بيش از طاقت من بود،امشب من به پيامبري برگزيده شدم! خديجه كه از شادماني سر از پا نمي شناخت، در حالي كه روپوشی پشمي و بلند بر قامت او مي پوشانيد گفت: من مدتها پيش در انتظار چنين روزي بودم مي دانستم كه تو با ديگران بسيار فرق داري، اينك به پيشگاه خدا شهادت مي دهم كه تو آخرين رسول خدايي و به تو ايمان مي آورم. پس از آن علي كه در خانه محمد بود با پيامبر بيعت كرد. بعد از آن پیامبر اکرم (ص) از جانب خداوند مأموریت یافت تا خویشاوندان خود را به اسلام دعوت کند که این دعوت از دو جهت حائز اهمیت بود : 1- دعوت اقوام می توانست در شروع کار پشتوانه خوبی باشد واگر آنها دعت پیامبر (ص) را لبيک مي گفتند، شايد کفار مکه جرأت آن همه جسارت را به خود نمي دادند. 2- خانواده و اقوام اولين زير ساختاري است که بايد اصلاح شود تا جامعه روند اصلاحي خود را زودتر طي کند. با مطالعه در آيات قرآن هدف ارسال رسولان به خوبي مشخص مي شود و آن دستيابي مردم به فهم و درک اجتماعي براي اقامه عدل و قسط است. از بين بردن شرک ، احسان به والدين ، وفا به عهد الهي، عدم خيانت به مال يتيم ، اجتناب از همه زشتي ها، ممانعت از آدمي کشي ، صدق و راستي و دوري از دروغ ، ممانعت از فرزندکشي و...
|
دوشنبه سی و یکم تیر 1387
داروی ایرانی پگافرون برای بیماران مبتلا به هپاتیت C((جلوه های پیشرفت علمی ایران اسلامی))
داروی نوتركیب "پگیلیتد اینترفرون" با نام تجاری "پگافرون" در ایران تولید شد و برای درمان قطعی بیماران مبتلا به هپاتیت C مقاوم، وارد بازار شد.

محمد رضا فاضلی رئیس كمیته بیوتكنولوژی دارویی وزارت بهداشت در گفتوگو با فارس با اعلام این مطلب افزود: دارو دقیقا مشابه داروی خارجی است كه قبلا با نام تجاری پگاسیس در بازار ایران وجود داشت، اما به علت قیمت بسیار بالای آن، همه بیماران مبتلا به هپاتیت، امكان استفاده از آن را نداشتند.
وی گفت: مراحل تولید این دارو در مركز رشد فرآرودههای دارویی دانشگاه علوم پزشكی تهران از 2 سال پیش انجام شده است و از چند ماه پیش آزمایشهای كارآزمایی بالینی این داروی نوتركیب(بیوتكنولوژیك) بر روی تعدادی از بیماران به صورت مجانی انجام شد و نشان داد كه این دارو كاملا مشابه داروی اصلی است.
رئیس مركز رشد فرآرودههای دارویی مركز علوم پزشكی دانشگاه تهران اضافه كرد: این دارو اكنون مجوز نهایی ورود به بازار را از وزارت بهداشت اخذ كرده است و توسط یك شركت خصوصی به تولید انبوه رسیده است و كاملا میتواند نیاز همه بیماران مبتلا به هپاتیت C مقاوم را در كشور تأمین كند.
فاضلی گفت: قیمت هر آمپول پگافرون در بازار حدود 100 هزار تومان است و امكان پوشش بیمهای آن هم وجود دارد. داروی مشابه خارجی آن ابتدا به قیمت هر آمپول 270 هزار تومان در بازار ایران توزیع میشد كه با تولید این دارو در كشور، اكنون قیمت هر آمپول خارجی به 130 هزار تومان كاهش یافته است.
وی ادامه داد: این دارو به صورت عمومی در تمام داروخانههای كشور توزیع نمیشود، بلكه از طریق تعدادی از داروخانههای خاص، داروخانههای بیمارستانی و شبانهروزی توزیع خواهد شد.
منبع: خبرگزاری فارس





